عدالت کاغذی !
باز هم یک تصمیم جدید و ظاهرا غیر کارشناسی در راستای سفره مردم !
سهام عدالت
واگذاری سهام شرکتهای دولتی به اقشار کم درآمد جامعه ، و طبق معمول به به و چه چه افکار عمومی ولی نتیجه ؟!
به اینصورت است که در مرحله اول سه دهک پائین جامعه ( که من هنوز متوجه نمیشم که چرا میگن سه دهک و نمیگن سی درصد ! ) شناسائی و یک سبد سهام تشکیل شده از چندین شرکت دولتی ( که معمولا اغلب سودده و فعال و با مدیریت قوی و کارآمد هستند ! همچنین برای خصوصی سازی در بورس اوراق بهادار ، برای مالکیت آنها توسط بخش خصوصی ، دارند سر و دست میشکنند ! ) به مبلغ ۵۰۰۰۰۰۰ ریال به هر فرد و تا سقف ۲۵۰۰۰۰۰۰ ریال در هر خانوار به آنها بصورت کاملا رایگان واگذار و هزینه آن از محل سود سهام ( البته مطمئنا عددی بزرگ و مثبت است ! ) پرداخت میشود و پس از پرداخت ثمن سهام از محل سود ، افراد صاحبان این سهامها هستند .
همچنین جهت تسریع و تسهیل ، شرکتهای تعاونی در استانها تشکیل و این افراد در واقع سهامداران عضو شرکتهای تعاونی هستند .
حالا :
۱ - مگه من هم مثل بقیه افراد جامعه مالیات و خمس و ذکات پرداخت نمی کنم ؟ پس این چه عدالتی که سی درصد پائین جامعه رو هدف قرار میده ، لابد میگن : این مرحله اول است و در مراحل بعد به همه سهام عدالت میدهند ، خب اگه بیایم و به همه مردم نفری ۵۰۰۰۰۰ تومان بدیم ، سطح زندگی به چه صورت بالا میره ؟ ضمنا اینکار باعث ایجاد تورم هم میشود .
۲ - طبق شرایط اعلام شده ، تا زمان زیادی افراد حق خرید و فروش این سهام ها را ندارند ، البته دارند ولی فقط بین خود افراد عضو تعاونی ، آخه چه تاثیری در زندگی مردم دارد ، یک کاغذ میدیم ، سود که برای ارزش سهام کسر میشه ( البته اگه سودی باشه ) و خرید و فروش هم که نمیشه ، خود اعزا هم که اگه میتونستن سهام بخرند که جزء سه دهک پائین نبودند .
۳ -میفرمایند که این کار معادل پنجاه سال خصوصی سازی طبق سرعت گذشته است و تصدی گری دولت را کم میکند ، من که نمی دانم چه جوری ، شما اصلا نمیدونی مالک چی هستی ، چه جوری باید تو اون شرکت دولتی که قراره خصوصی بشه تاثیر بگذاری ؟
۴ -رقابت و ریسک و این چیزها هم که کشک ! همه مردم بیان هر چه دارن بریزن تو دیگ دولت ، دولت هم میزنه ، بعد به میزان مساوی بین همه تقسیم میکنه ، جهت دست یابی به عدالت همه جانبه .
۵ -خب یه کار دیگه هم میشد کرد ، دولت که اینقدر اطمینان داره به سود این شرکتها ، محبت کنه برای خودش نگه داره . در آمدشو بین همین دهکها تقسیم کنه . مگه فرقی داره ؟!
۶ -آقای دکتر زنگنه در پاسخ به این سوال که چرا خصوصی سازی را از طریق بورس انجام نمیدهید ، فرمودند : چون مردم مخصوصا در شهرستانها با ساختار بورس و سهام آشنا نیستند ! پس با اجرای این طرح مردم هم با ساختار سهام آشنا میشوند : سهام کاغذی است بی ارزش که نه سود دارد نه قابل فروش ، فقط سند مستدلی بر عدالت است .
۷ -نتیجه اخلاقی این که با اجرای این طرح : درآمد دولت کم نمیشود چون سودها را برای قیمت ها بر میدارد و تا ۱۰ - ۲۰ سال دیگه هم خدا بزرگه . شرکتهای دولتی بعد از یک دوره خصوصی میشوند و تصدی دولت کم و خصوصی سازی انجام میشود . امیدوارم پیش بینی من غلط باشه ولی فکر میکنم این طرح به دلیل عدم کارشناسی مناسب به شکست می انجامد .
۸ -باز هم تاکید میکنم که با عدالت و بالا بردن سطح زندگی مردم و رنگین کردن سفره مردم و توسعه همه جانبه و شعارهای دولت فعلی (والبته تمام دولتها) موافقم ، ولی به نظر میاد که برای رسیدن به آن داریم به بیراه میرویم .
دیگی که برای من نمی جوشه ، سر سگ توش بجوشه
کنایه از اینکه اگه کاری ، اتفاقی یا چیزی به نفع ما نیست ، اصلا وجود نداشته باشه . یک کمی مذمون خودخواهی داره ولی خوب واقعیته !
داخل دیگ کله گوسفند رو بار می گذاشتند و میگذاشتن تا خوب بجوشه و جا بیوفته ، سگ هم که حیوان نجسی به حساب میاد و سر سگ به هیچ وجه قابل استفاده نیست . پس اگه قراره از اون دیگ کله و پاچه چیزی به ما نرسه ، فرقی نداره اگه کله سگ توش بار گذاشته باشن .
اولين سرود ملي ايران مربوط به دوره قاجار
اولين سرود ملي ايران مربوط به دوره قاجار ساخته موسيو لومر فرانسوي (موسيقي دان نظامي اعزامي به ايران در دوره قاجار. اين سرود براي پيانو نوشته شده و يك بار به هنگام ورود مظفرالدين شاه قاجار و در حضور وي در پاريس اجرا گرديد و اجراي آن توسط اركستر ملل اولين اجراي رسمي و اركسترال آن است كه به پيشنهاد رهبر اركستر در دوره حاضر ترانه اي براي آن توسط بيژن ترقي سروده شد.) به همراه خواننده در دهم و يازدهم مهرماه ۸۴ در تالار وحدت اجرا گرديد.
اینجا می توانید این سرود را بشنوید
این دستت درد نکنه ، اون یکی بشکنه ! پیمانکار !
نه ، این ضرب المثل نیست ، درختهای جنگلهای لویزان را با بولدوزر انداختن ، بالغ بر ۲۸۰۰ اصله ، برای ادامه بزرگراه همت ، دست راستشون درد نکنه که میخواهند پروژه را زودتر تموم کنند و دست چپشون هم بشکنه که تو این وضعیت بحرانی آلودگی هوا ، درختها رو از بین بردن ( یا برعکس ) .
یکی بگه معنی نوکر و خدمتگزار مردم یعنی چه ؟
اگه همه دست اندکاران دولت ، برای مردم زحمت میکشن ، پس این جدل بین شهرداری و سازمان منابع طبیعی برای چیه ؟
یه پروژه که از سال ۱۳۴۰ طراحی و داره اجرا میشه (بزرگراه همت) متوقف بوده ، باید تموم میشده ، ریختن و بصورت ضربتی در روز تاسوعا درختها رو انداختند ، چونکه منابع طبیعی اجازه نمیداده ، خوب این پروژه برای مردم نفع داره ، خوب درختها هم داشتند ، پس بالاخره این کار باید میشد یا نه ؟
میدونید مشکل چیه ؟ مشکل اینه که تفکر سیستمی در این مملکت و بین مدیران ارشد وجود نداره ، اگه یک تیم متخصص مینشست و بررسی میکرد و نتیجه بررسی بصورت صادقانه و دور از کوته نظری و کوته فکری بعضی از مدیران ارشد (که فقط سازمان خودشون رو میبینند ) مطرح و اجرا میشد .
جالبه که دعوا سر پول بوده ، منابع طبیعی گفته : هر درخت ۵۰۰ تا ۶۰۰ هزار تومن بدید، قطع کنید، شهرداری گفته نداریم ، لابد منابع طبیعی هم گفته پس طبق قانون وایسید تا جونتون درآد ، شهرداری هم گفته ما درختارو میندازیم ، طبق قانون تا چشاتون درآد .

حالا وضعیت با اینجا رسیده :
۱-بودجه مملکت شده گوشت قربونی ، بریزیم سرش که بیشتر گیرمون بیاد . یادم نرفته که یک قانونی بود که اگه شرکتهای دولتی بودجه خودشون رو تاآخر سال خرج نمی کردند ، مازاد بوجه باید به صندوق خزانه برگشت داده میشد و سال بعد هم در سقف بودجه آن سازمان دولتی تجدید نظر میکردند و کاهش میدادن ، میدونید نتیجه چی شد ؟ نتیجه این شد که شرکتهای دولتی آخر سال اقدام به خرید کامپیوتر و از این جور چیزها میکردند و میگذاشتن تو انبار تا یه روزی استفاده بشه ، اون کامپیوترها تو انبار بعد از یکی دو سال یا به کل تبدیل به آهن پاره میشد یا اونقدر مدلش قدیمی بود که دیگه به درد نمی خورد .
حالا ببینم این مدیر محترم ، لیاقت مدیریت داره ؟ تفکر سیستمی چی میشه ؟ عزیز جان بودجه رو برگردون تا به یه زخم دیگه بخوره !
۲-ضعف قانون هم که خدا بده برکت ، نماینده های هر دو سازمان کلی کتاب و قانون و ماده و تبصره آورده بودن که ما طبق قانون رفتار کردیم ، راست میگفتن ، طبق قانون راست میگفتن ، ضعف اصلی از قانون و هم پوشانی های غیرکارشناسه در قانون !
۳-عملیات ضربتی جزو عملیات جنگی است که فقط از یک فرمانده لایق نظامی بر میاد! ضمنا این پروژه یک راه دیگه هم داشته که محوطه نیروی دریائی بوده ، با توجه به حسن روابط گذشته ، هر گونه تعرض به فرمانروائی آنها جایز نیست !
۴- همه شما یا بهتر بگم همه ما برای یک هدف واحد داریم سگ دو می زنیم ، پس چی میشه که یک سازمان دولتی با اون یکی درگیر میشه و هردو میشوند دایه مهربان تر از مادر ! تفکر جامع ، دید سیستمی همین !
۵-جالبه که نماینه منابع طبیعی میگفت : قضاوت رو بسپاریم به افکار عمومی ! افکار عموم هم که جون میده واسه این چیزا ، آی هوار ، ریه شهر تهران رو زخمی کردن ! فردا هم مردم میریزن شهرداری رو آتیش میزنن ! بعد شهرداری میگه هرکی با انداختن درخت موافقه ما ۵۰۰۰ تومن میدیم ، مردم میریزن منابع طبیعی رو ویران میکنن ! افکار عموم یعنی این .
قبلا گفتم ، الان هم میگم ، کارشناسان کارشناسی کنند ، مدیران مدیریت ، مردم زندگی .
تفکر جامع و سیستمی هم در کنار چشم انداز n ساله لازمه .
غرب عذرخواهی کرد !
این تیتر اخبار ساعت ۹ شب کانال یک بود ، در رابطه با چاپ تصاویر موهن به پیامبر .
داشتم فکر میکردم ، نکنه ما هم باید از پاکستان و هند و مالزی عذرخواهی کنیم ، ما هم غربیم برای اونا دیگه ، به هر حال جالبه که این اعتراضات هر روز داره بیشتر میشه ، فکر کنم بعضی از افراطیون دارن این مسئله رو تبدیل به یه معضل جهانی میکنن ، بعضی ها ظاهرا اصلا در جریان نبودن ، هر چی تو تلویزیون بیشتر نشان میده ، اعتراضات بیشتر میشه ، توی کشور خودمون اول بحث سفارت آتش زدن نبود ، ولی بعضی از کشورهای مسلمان که آتیش زدن ، ما هم یادمون افتاد ، بیچاره پلیس هم جرات دخالت نداشت چون میگفتن نا مسلمان هستن !
در این میان بعضی از اخبار خیلی جالب بود :
- وزیر بازرگانی خودمون اعلام فرمودن روابط تجاری با دانمارک تا اطلاع بعدی قطع و عوارض کشتیهای دانمارکی که از آبهای ایران گذر کنند تا پنج برابر افزایش یافت .
- مسابقه کاریکاتورهولوکاست در روزنامه همشهری.
- صرافهای یمن پول دانمارک و نروژ رو تبدیل نمی کنن .
- اسم شیرینی دانمارکی به شیرینی هزارتوی نرمینه تغییر خواهد کرد .
- نرخ برابری پنیر لیقوان و دانمارکی در بورس لبنیات به نفع لیقوان تغییر کرد .
آخه باباجان این افراد دیوانه میتونستن اهل هر جائی باشند .
آخه بابا اعتراض که اینطوری نیست ، مگه دولت دانمارک سردبیر روزنامه بوده ، باید بصورت منطقی و از راه دیپلماتیک وارد شد ، بصورت رسمی به سفیران این کشورها در کشورهای اسلامی ابلاغ میشد ، کلیه سفرها و حضور نمایندگان کشورهای اسلامی در مجامع بین المللی مثل سازمان ملل و… و دیدارها با سران این کشورها به تعویق می افتاد و … از این کارهای دیپلماتیک . خب معلومه که اونا هم الان کوتاه نمیان ، اگه کوتاه بیان یعنی ترسیدن ، هر چیزی از راه منطق بهتر به نتیجه میرسه ، یه سری هم که سرشون درد میکنه واسه شلوغی ، میوفتن وسط و کارهائی میکنن که فردا همه مسلمانها رو متهم کنن به تروریست و بلانسبت وحشی و از این حرفها .
مطمئن باشید فردا یه نفر که با این کاریکاتوریستها خصومت شخصی داره مثل شوهرخواهرشون یا زید قبلی زنشون ، میکشنشون و تو بوق میکنن که کار مسلمانها بوده واین مسلمانها تروریستن و یازده ستامبر و هزار کوفت و زهرمار دیگه تقصیر اینهاست و …
عزیزان منطق ! منم موافق اعتراضم ولی از راهش ، از راه درستش .
اصلا ببینم چرا میگن غرب ؟! چرا دارن یه خط میکشن بین مسلمانها و غرب ( فکر کنم غرب یعنی غیر مسلمانها ) ، اروپائیها اتحادیه مشترک تشکیل میدن ولی ما هی خودمون رو میکشیم عقب ، یه توافق بین المللی لازمه که عیسی به دین خودش و موسی به دین خودش و روابط دیگر هم سر جاش.
الان قرن بیستم هستیم نه صدر اسلام ، الان روش جنگ جور دیگری است ، با منطق و فکر نه با زور و فریاد .